راهنمای خرید               

 کتابنامۀ ۱۴۰۴ نشر چترنگ 


وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد
شنبه, ۱۸ بهمن,۱۴۰۴

وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد


روایت فصل‌های فراموش‌شده و عجیب تاریخ از جایلز میلتون


تاریخ معمولاً در قالب روایت‌هایی منظم، قهرمان‌محور و قابل پیش‌بینی به ما ارائه می‌شود؛ روایت‌هایی که در آن‌ها رهبران بزرگ، تصمیم‌های بزرگ می‌گیرند و ملت‌ها مسیر خود را پیدا می‌کنند. اما در پشت این تصویر رسمی، لایه‌ای دیگر از تاریخ وجود دارد: لایه‌ای آشفته، انسانی، گاه خنده‌دار و گاه ترسناک. 
 
کتاب «وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد» نوشتهٔ جایلز میلتون دقیقاً به همین لایهٔ پنهان می‌پردازد
(When Hitler Took Cocaine and Lenin Lost His Brain: History’s Unknown Chapters).
این کتاب نه یک تاریخ‌نگاری کلاسیک است و نه یک اثر داستانی صرف؛ بلکه مجموعه‌ای از روایت‌های مستند و کوتاه از اتفاقاتی است که اغلب از تاریخ رسمی حذف شده‌اند، چون بیش از حد عجیب، ناراحت‌کننده یا نامناسب بوده‌اند.

جایلز میلتون؛ تاریخ‌نگارِ داستان‌گو


جایلز میلتون نویسنده و مورخ بریتانیایی است که به خاطر سبک خاصش شناخته می‌شود: او تاریخ را از زاویه انسان‌های حاشیه‌ای، اسناد فراموش‌شده و اتفاقات غیرمنتظره روایت می‌کند. در کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد نیز میلتون به‌جای تمرکز بر جنگ‌ها و معاهدات، سراغ جزئیات ظاهراً کوچک اما معنادار می‌رود؛ جزئیاتی که نگاه ما به شخصیت‌های تاریخی را تغییر می‌دهند.
او به‌جای قهرمان‌سازی یا شیطان‌سازی، رهبران سیاسی و چهره‌های تاریخی را به‌عنوان انسان‌هایی آسیب‌پذیر، بیمار، ترسیده یا وسواسی نشان می‌دهد.



ساختار کتاب؛ تاریخ در قالب روایت‌های کوتاه

کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد از ده‌ها روایت کوتاه تشکیل شده است. هر فصل داستانی مستقل دارد و می‌توان آن را بدون نیاز به خواندن فصل‌های دیگر مطالعه کرد. این ساختار باعث می‌شود کتاب بیشتر شبیه مجموعه‌ای از «داستان‌های واقعی عجیب تاریخ» باشد تا یک روایت خطی.
این ویژگی، کتاب را برای مخاطبانی که علاقه‌ای به تاریخ آکادمیک ندارند، بسیار جذاب می‌کند. هر روایت کوتاه است، ضربۀ روایی دارد و معمولاً با یک حقیقت غیرمنتظره تمام می‌شود.



هیتلر، دارو و توهم قدرت

یکی از شناخته‌شده‌ترین روایت‌های کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد به آدولف هیتلر و مصرف داروهای مختلف توسط او مربوط می‌شود. بر اساس اسناد پزشکی، هیتلر تحت نظر پزشک شخصی‌اش ترکیبی از داروهای آرام‌بخش، محرک و مسکن دریافت می‌کرد؛ داروهایی که برخی از آن‌ها حاوی مشتقات کوکائین بودند.
میلتون این موضوع را نه به‌عنوان یک شایعه، بلکه به‌عنوان بخشی از واقعیت جسمی و روانی رهبر آلمان نازی بررسی می‌کند. در این روایت، هیتلر نه یک موجود فراانسانی، بلکه فردی وابسته به دارو، دچار نوسانات خلقی و تصمیم‌گیری‌های غیرقابل پیش‌بینی تصویر می‌شود.
این نگاه، پرسش مهمی را مطرح می‌کند: تا چه اندازه وضعیت جسمی و روانی یک رهبر می‌تواند مسیر تاریخ را تغییر دهد؟



مغز لنین؛ ایدئولوژی حتی پس از مرگ

عنوان عجیب کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد تا حد زیادی به داستان ولادیمیر لنین بازمی‌گردد. پس از مرگ رهبر انقلاب روسیه، دولت شوروی تصمیم گرفت مغز او را برای تحقیقات علمی حفظ و بررسی کند. هدف این پروژه یافتن نشانه‌هایی از «نبوغ انقلابی» در ساختار مغز لنین بود.
این پروژه علمی، که سال‌ها ادامه داشت، نه‌تنها نتیجه‌ای مشخص نداشت، بلکه به نمادی از وسواس ایدئولوژیک تبدیل شد. میلتون در این روایت نشان می‌دهد که چگونه سیاست می‌تواند حتی پس از مرگ یک رهبر، بدن او را به ابزار مشروعیت‌بخشی تبدیل کند.
داستان مغز لنین بیش از آنکه درباره علم باشد، درباره قدرت است؛ قدرتی که حاضر نیست حتی مرگ را بپذیرد.



تاریخِ عجیب؛ فقط شوک یا ابزاری برای فهم بهتر؟

ممکن است در نگاه اول، روایت‌های کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد صرفاً سرگرم‌کننده یا شوکه‌کننده به نظر برسند. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، میلتون از این داستان‌ها برای زیر سؤال بردن روایت رسمی تاریخ استفاده می‌کند.
او نشان می‌دهد که تاریخ، نتیجه تصمیم‌های انسان‌هایی ناقص است؛ انسان‌هایی با بیماری، ترس، اعتیاد، وسواس و خطا. همین نگاه انسانی، باعث می‌شود خواننده تاریخ را نه به‌عنوان یک افسانه، بلکه به‌عنوان واقعیتی پیچیده و قابل نقد ببیند.

نقدها و واکنش‌ها

منتقدان انگلیسی‌زبان عموماً کتاب وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد را اثری سرگرم‌کننده و خوش‌خوان توصیف کرده‌اند. برخی آن را فاقد عمق تحلیلی عمیق می‌دانند، اما بسیاری معتقدند که هدف کتاب دقیقاً همین است: ایجاد کنجکاوی و باز کردن درهای جدید به تاریخ.
این کتاب ادعا نمی‌کند که جایگزین تاریخ‌نگاری کلاسیک است؛ بلکه تلاش می‌کند مخاطب را به پرسیدن سؤال‌های تازه وادار کند.

جمع‌بندی

وقتی هیتلر کوکائین می‌زد و مغز لنین جابه‌جا می‌شد کتابی است درباره تاریخ، اما نه آن تاریخی که در کتاب‌های درسی می‌شناسیم. این اثر ما را به پشت صحنه قدرت می‌برد؛ جایی که رهبران بزرگ، کوچک‌تر، انسانی‌تر و گاه ترسناک‌تر از آن چیزی هستند که تصور می‌کردیم.
جایلز میلتون با نثری روان و روایتی جذاب، نشان می‌دهد که گاهی برای فهم بهتر تاریخ، باید به عجیب‌ترین جزئیات آن نگاه کرد.




منابع:

1. Paste Magazine

Review of When Hitler Took Cocaine and Lenin Lost His Brain.

2. When Hitler Took Cocaine and Lenin Lost His Brain – Book Review
Kirkus Reviews.