Skip Navigation Links
Skip Navigation Links
Skip Navigation Links

روزنامۀ ایران: نقدی بر کتاب «شکار و تاریکی» اثر ادوگاوا رانپو.(حقیقتی که آنجا نبود)



 مهران فیاض

ادبیات معاصر ژاپن ادبیاتی است سرشار از تصویر، که بی شک ریشه در باورها و اسطوره های مردم این سرزمین (به طور مثال؛ قصه گنجی)، تصاویر چاپ چوبی ژاپنی (او-کی-یو-ئه) و شکلهای گوناگون نمایشی (نو،کابوکی، بونراکو و...) در این کشور دارد. سنت تصویرسازی در ادبیات معاصر ژاپن هم قابل ردگیری است، همانطور که در آثار نویسندگان قرن بیستم مانند ریونوسکه اکتاگاوا (راشومون، در بیشه خیزران)، یاسوناری کاواباتا (خانه خوبرویان خفته)، کوبو آبه (زن در ریگ روان)، بنانا یوشیموتو (سر سخت)، هاروکی موراکامی (کافکا در کرانه، پس از تاریکی و...) با این امر برخورد می کنیم. البته مثال هایی که ذکر کردم بر پایه ترجمه هایی است که در بازار نشر ما موجود است که مسلماً با توجه به قدمت و اهمیت ادبیات ژاپن، مخصوصاً شکل معاصر آن، بسیار ناچیز به نظر می رسد. پدیده دیگری که در غنیترشدن تصاویرِ داستان های قرن بیستم تأثیر بسزایی داشت و البته تنها به ژاپن محدود نمیشد، اختراع سینما بود. لئو تولستوی در اواخر عمر خود پیش گویی کرده بود که سینما در زندگی نویسندگان انقلابی به راه خواهد انداخت و آنان را مجبور خواهد کرد که به دنبال شیوه های نوین نویسندگی بگردند. در تأیید حرف او، گابریل گارسیا مارکز سال ها بعد اذعان کرد که نویسندگان امروزی به شکلی می نویسند که انگار قرار است از روی آنها فیلم بسازند. یکی از نویسندگانی که آثارش دارای این ویژگی است و از پیشگامان ادبیات معمایی ژاپن به حساب میآید، ادوگاوا رانپو (با نام واقعی هیرائی تارو 1965- 1894) است که رمان کوتاه شکار و تاریکی ;و به تازگی به فارسی ترجمه و منتشر شده است. او که علاقه زیادی به ادگارآلن پو و آرتور کانن دویل داشت، این داستان را از زبان یک نویسنده رمان های پلیسی روایت می کند که پیش از وقوع نخستین جنایت داستان، درگیر ماجرا میشود و سعی در کشفِ رازِ معمایی دارد که حل آن حسی از یأس و احساس گناه در او به جا خواهد گذاشت. شاید شکل روایت این داستان امروزه تکراری و نه چندان بدیع به نظر برسد، اما دقت در این نکته که در نیمه های دومین دهه قرن به نگارش درآمده، اهمیت و تازگی این اثر را نشان خواهد داد. داستانی که در آن هر گره گشایی، گرهو حدس و گمانهای تازهای رو می کند. پایانِ راشومون وارش، حقیقت را به چالش می کشد و تمایلات سادومازوخیستی شخصیت هایش جلوتر از زمانه خویش است. البته نکته قابل تأمل دیگر در این داستان پایان توأم با حس پوچی آن است که برگرفته از طریقت مرگ اندیشانه سامورایی ها (بوشیدو) است در هر چیز و هر مورد این نقطه پایان است که اهمیت داردهاگاکوره). همچنان که اگر شخصیت زن داستان را محور;قرار دهیم این جمله دانلد ریچی به ذهن متبادر می شود که نهایت تمام جاه ها، قبری است که سرنوشت ما آن است رمان شکار و تاریکی با ترجمه روان محمود گودرزی توسط نشر چترنگ چاپ و عرضه شده است

لینک خبر